کانون شهید رجایی شهرستان مهریز
فعالیت ها ی سیاسی اجتماعی فرهنگی اعتقادی کانون شهید رجایی



 


حاج قاسم
شعری از استاد محمدرضا جعفری برای یار با وفای ولی امر مسلمین جهان حاج قاسم سلیمانی فرمانده شجاع سپاه قدس

حاج قاسم السلام ای یاور مولا علی
همچو مالک میدرخشی در اطاعت از ولی
آفرین از این همه اخلاص و پاکی در نبرد
یادگار با وفای لشکر مردان مرد
کربلا داند که قاسم کیست در میدان جنگ
عرصه را بر دشمنان دین چو شیری کرده تنگ
گشته آمریکا ز نام قاسم و قدس و سپاه
گیج و مبهوت و نداند این همه هست از خدا
نام آمریکا چو اسرائیل شد ننگ تمام
بار دیگر باز شد دستش برای خاص و عام
گرچه بر شیطان فتاده لرزه ها از نام تو
زین فضیلت ، کرده شیرین حقتعالی کام تو
مرحبا ای مالک اشتر خدا همراه توست
در تمام عرصه ها نور ولایت راه توست
خشم آمریکا زتو یک هدیه ای از ماوراء ست
در دفاع از رهبری جان دادن ماها بجاست
ماجرای ظلم آمریکا دگر نابود شد
کاخ اهریمن به فرمان الهی دود شد
جعفری ، آمد ندا از سوی آیات خدا
کاین همه لطف الهی هست از ذکر و دعا

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : شنبه, مرداد 31, 1394 موضوع : اشعار       نظر ( 0 )

چه کشورهایی دارنده بمب اتمی هستند؟


خبرگزاری رویترز به بهانه هفتادمین سالگرد اولین و آخرین بمباران اتمی جهان در پایان جنگ جهانی دوم (که بر سر مردم ژاپن ریخته شد) گزارشی از کشورهایی که به طور رسمی یا غیررسمی دارنده سلاح اتمی اند، منتشر کرده است.
1. آمریکا: براساس نظریه فدراسیون دانشمندان و محققان آمریکا، ایالات متحده هم اکنون دست کم 7200 کلاهک اتمی دارد که از این تعداد 1900 عدد از آنها به طور راهبردی آماده شلیک هستند.


 2. روسیه: این کشور به طور تقریبی 7500 کلاهک هسته ای دارد. به این دلیل که هنوز هیچ آمار رسمی از سلاح های اتمی و غیراتمی روس ها وجود ندارد، نمی توان در مورد تعداد کلاهک های اتمی روسیه اظهارنظر قطعی کرد. اما از این تعداد 1750 موشک هسته ای آماده پرتاب هستند.


 3. فرانسه: دیگر عضو دائم شورای امنیت است که به دلایلی زرادخانه ای اتمی خود را به 300 کلاهک اتمی کاهش داده است.
4. انگلیس: انگلیسی ها نیز 200 کلاهک هسته ای دارند که تعدادی از آنها در زیردریایی های راهبردی اتمی آنان مستقر است.



 5. چین: چینی ها 250 کلاهک اتمی دارند اما از نظر راهبردی و توانایی تکنیکی قادر به تولید تعداد بیشتری کلاهک اتمی از طریق ذخیره پلوتونیوم می باشند.
6. هند: هندوستان کشوری است که بدون اجازه شورای امنیت خود را کشور دارای بمب هسته ای خوانده و اکنون طبق آمارهای رسمی دولتی، توانایی تکنیکی و فن آوری لازم برای تولید بیش از 100 کلاهک هسته ای را در اختیار دارد.


 7. کره شمالی: پیونگ یانگ برای اولین بار در اکتبر سال 2006 به طور رسمی اعلام کرد بمب اتمی دارد. این کشور دومین کلاهک هسته ای خود را نیز در مه سال 2009 به دست آورد.


 8. پاکستان: پاکستانی ها پس از دستیابی دشمن اصلی اشان- هند- به سلاح اتمی، تلاش فراوانی کردند که بمبی هسته ای داشته باشند. اسلام آباد نیز 100 کلاهک هسته ای در اختیار دارد.


 9. رژیم اسرائیل: رژیم صهیونیستی مطمئناً کلاهک هسته ای در اختیار دارد اما سیاست ابهام اتمی را در پیش گرفته و داشتن سلاح هسته ای را نه تکذیب و نه تائید می کند. اما بر اساس توانمندی راکتور اتمی دیمونا و ظرفیت تولید پلوتونیوم در این تاسیسات هسته ای، اسرائیل دست کم برای ساخت 100 تا 200 کلاهک هسته ای توانایی لازم را در خود ایجاد کرده است.

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : شنبه, مرداد 31, 1394       نظر ( 0 )

حضرت معصومه ـ س ـ

زندگی حضرت معصومه سلام الله علیها

  1. حضرت معصومه در اول ذیقعده سال 173هجري قمري در مدینه چشم به جهان گشود.

  2. نام مادر گراميیش نجمه می باشد  

  3. بيش از 10 سال  از عمر شريفش نگذشته بود كه پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسيد

  4. يك سال بعد از رفتن حضرت علي بن موسي الرضا ـ عليه السّلام ـ به سرزمين خراسان يعني در سال 201هجری حضرت معصومه ـ ع ـ براي زيارت برادر از مدينه به مقصد خراسان حركت كرد

  5. در قم به سراي موسی بن خزرج فرود آمد ودر حجرهاي به مدت 17 شبانه روز به عبادت پرداخت.

  6. امام صادق ـ ع ـ ميفرمايند : « اَلا اِنَّ قم حَرَمي و حرم ولدي من بعدي » یعنی بدانيد قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است

  7. امام صادق فرمودند : «شهر قم حرم ما است و در آن زني از فرزندان من مدفون ميشود، به نام فاطمه هر كس او را زيارت كند بهشت براي او ثابت ميشود

  8. حضرت رضا ـ ع ـ فرمودند : «من زار المعصومة بقم كمن زارنی» كسي كه معصومه را در قم زيارت كند مانند آن است كه من را زیارت کند

 

 

 

 

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : شنبه, مرداد 31, 1394       نظر ( 0 )

امام رئوف

مقدمه :

 

امام علي ‌بن موسي‌الرضا عليه‌السلام هشتمين امام شيعيان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمين جانشين پيامبر مكرم اسلام مي‌باشند.

 

ايشان در سن 35 سالگي عهده‌دار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفاي عباسي كه سختي‌ها و رنج بسياري رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ايشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراين نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماييم.

 

نام ،لقب و كنيه امام :

 

نام مبارك ايشان علي و كنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين لقب ايشان "رضا" به معناي "خشنودي" مي‌باشد. امام محمدتقي عليه‌السلام امام نهم و فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت به اين لقب را اينگونه نقل مي‌فرمايند :" خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمين از او خشنود بوده‌اند و ايشان را براي امامت پسنديده اند و همينطور ( به خاطر خلق و خوي نيكوي امام ) هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضي و خشنود بود‌ند".

 

يكي از القاب مشهور حضرت " عالم آل محمد " است . اين لقب نشانگر ظهور علم و دانش ايشان مي‌باشد.جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خويش, بويژه علمای اديان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بيرون آمد دليل کوچکي براين سخن است، که قسمتي از اين مناظرات در بخش " جنبه علمي امام " آمده است. اين توانايي و برتري امام, در تسلط بر علوم يكي از دلايل امامت ايشان مي‌باشد و با تأمل در سخنان امام در اين مناظرات, كاملاً اين مطلب روشن مي‌گردد كه اين علوم جز از يك منبع وابسته به الهام و وحي نمي‌تواند سرچشمه گرفته باشد. 

 

پدر و مادر امام :

 

پدر بزرگوار ايشان امام موسي كاظم (عليه السلام ) پيشواي هفتم شيعيان بودند كه در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسي به شهادت رسيدند و مادرگراميشان " نجمه " نام داشت.

 

تولد امام :

 

حضرت رضا (عليه السلام ) در يازدهم ذيقعده‌الحرام سال 148 هجري در مدينه منوره ديده به جهان گشودند. از قول مادر ايشان نقل شده است كه :" هنگامي‌كه به حضرتش حامله شدم به هيچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمي‌كردم و وقتي به خواب مي‌رفتم, صداي تسبيح و تمجيد حق تعالي وذکر " لااله‌الاالله " رااز شكم خود مي‌شنيدم, اما چون بيدار مي‌شدم ديگر صدايي بگوش نمي رسيد. هنگامي‌كه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمين نهاد و سرش را به سوي آسمان بلند كرد و لبانش را تكان مي‌داد؛ گويي چيزي مي‌گفت"

 

نظير اين واقعه, هنگام تولد ديگر ائمه و بعضي از پيامبران الهي نيز نقل شده است, از جمله حضرت عيسي كه به اراده الهي در اوان تولد, در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند كه شرح اين ماجرا در قرآن كريم آمده است.

 

زندگي امام در مدينه :

 

حضرت رضا (عليه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدينه زادگاهشان، ساكن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاك رسول خدا و اجداد طاهرينشان به هدايت مردم و تبيين معارف ديني و سيره نبوي مي پرداختنند. مردم مدينه نيز بسيار امام را دوست مي داشتند و به ايشان همچون پدري مهربان مي نگريستند.تا قبل ازاين سفر با اينکه امام بيشترسالهای عمرش را درمدينه گذرانده بود, اما درسراسرمملکت اسلامي پِيروان بسياری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

 

امام در گفتگويي كه با مامون درباره ولايت عهدی داشتند، در اين باره اين گونه مي فرمايند:" همانا ولايت عهدی هيچ امتيازي را بر من نيفزود. هنگامي كه من در مدينه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود واگرازکوچه های شهر مدينه عبورمي کردم, عزيرتراز من كسي نبود . مردم پيوسته حاجاتشان را نزد من مي آوردند و كسي نبود كه بتوانم نياز او ر ا برآورده سازم, مگر اينكه اين كار را انجام مي دادم و مردم به چشم عزيز و بزرگ خويش، به من مى نگريستند ".

 

امامت حضرت رضا (عليه السلام ) :

 

امامت و وصايت حضرت رضا (عليه السلام ) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرينشان و رسول اكرم (صلي الله وعليه واله )اعلام شده بود. به خصوص امام كاظم (عليه السلام ) بارها در حضور مردم ايشان را به عنوان وصي و امام بعد از خويش معرفي كرده بودند كه به نمونه‌اي از آنها اشاره مي‌نمائيم.

 

يكي از ياران امام موسي كاظم (عليه السلام ) مي‌گويد:" ما شصت نفر بوديم كه موسي بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علي در دست او بود. فرمود :" آيا مي‌دانيد من كيستم ؟" گفتم:" تو آقا و بزرگ ما هستي". فرمود :" نام و لقب من را بگوئيد". گفتم :" شما موسي بن جعفر بن محمد هستيد ". فرمود :" اين كه با من است كيست ؟ " گفتم : " علي بن موسي بن جعفر". فرمود :" پس شهادت دهيد او در زندگاني من وكيل من است و بعد از مرگ من وصي من مي باشد". 

    در حديث مشهوری نيزکه جابر از قول نبى ‌اكرم نقل مي‌كند امام رضا (عليه السلام ) به عنوان هشتمين امام و وصي پيامبر معرفي شده‌اند. امام صادق (عليه السلام ) نيز مكرر به امام كاظم مي‌فرمودند كه "عالم‌ آل‌محمد از فرزندان تو است و او وصي بعد از تو مي‌باشد".

 

اوضاع سياسي :

 

مدت امامت امام هشتم در حدود بيست سال بود كه مي‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسيم كرد :

 

1- ده سال اول امامت آن حضرت، كه همزمان بود با زمامداري هارون.

 

2- پنج سال بعد از‌ آن كه مقارن با خلافت امين بود.

 

3- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار كه مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامي آن روز بود.

 

مدتي از روزگار زندگاني امام رضا (عليه السلام ) همزمان با خلافت هارون الرشيد بود. در اين زمان است كه مصيبت دردناك شهادت پدر بزرگوارشان و ديگر مصيبت‌هاي اسفبار براي علويان ( سادات و نوادگان اميرالمؤمنين) واقع شده است. در آن زمان كوشش‌هاي فراواني در تحريك هارون براي كشتن امام رضا (عليه السلام ) مي‌شد تا آنجا که در نهايت هارون تصميم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نيافت  نقشه خود را عملي كند. بعد از وفات هارون فرزندش امين به خلافت رسيد. در اين زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حكومت سايه افكنده بود و اين تزلزل و غرق بودن امين درفساد و تباهی باعث شده بود كه او و دستگاه حكومت, از توجه به سوي امام و پيگيري امر ايشان بازمانند. از اين رو مي‌توانيم اين دوره را در زندگي امام دوران آرامش بناميم.

 

اما سرانجام مأمون عباسي توانست برادر خود امين را شكست داده و اورابه قتل برساند و لباس قدرت  را به تن نمايد و توانسته بود با سركوب شورشيان فرمان خود را در اطراف واکناف مملكت اسلامي جاري كند. وي حكومت ايالت عراق را به يكي از عمال خويش واگذار كرده بود و خود در مرو اقامت گزيد  و فضل ‌بن ‌سهل را كه مردي بسيار  سياستمدار بود ، وزير و مشاور خويش قرار داد. اما خطري كه حكومت او را تهديد مي‌كردعلويان بودند كه بعد از قرني تحمل شکنجه وقتل و غارت, اکنون با استفاده از فرصت دودستگي در خلافت هر يك به عناوين مختلف در خفا و آشكار علم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازي حكومت عباسي بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افكار عمومي مسلمين به سوي خود ، و كسب حمايت آنها موفق گرديده بودند و دليل آشكاربر اين مدعا اين است كه هر جا علويان بر ضد حكومت عباسيان قيام و شورش مي کردند, انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به ياري آنها بر مي‌خواستندو اين ،بر اثر ستم‌ها وناروائيها وانواع شكنجه‌های دردناكي بود كه مردم و بخصوص علويان از دستگاه حكومت عباسي ديده بودند. ا زاين رو مأمون درصدد بر آمده بود تاموجبات برخورد با علويان را برطرف كند. بويژه كه او تصميم داشت تشنجات و بحران‌هايي را كه موجب ضعف حكومت او شده بود از ميان بردارد و براي استقرار پايه‌هاي قدرت خود ، محيط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزير خود فضل‌بن‌سهل تصميم گرفت تا دست به خدعه‌اي بزند. او تصميم گرفت تا خلافت را به امام پيشنهاد دهد وخود از خلافت به نفع امام كناره‌ گيري كند, زيرا حساب مي‌كرد نتيجه از دو حال بيرون نيست ، يا امام مي‌پذيرد و يا نمي‌پذيرد و در هر دو حال براي خوداو و خلافت عباسيان، پيروزي است. زيرا اگر بپذيرد ناگزير, بنابر شرطي كه مأمون قرار مي‌داد ولايت عهدي آن حضرت را خواهد داشت و همين امر مشروعيت خلافت او را پس از امام نزد تمامي گروه‌ها و فرقه‌هاي مسلمانان تضمين مي‌كرد. بديهي است  براي مأمون آسان بود در مقام ولايتعهدي بدون اين كه كسي آگاه شود، امام را از ميان بردارد تا حكومت به صورت شرعي و قانوني به او بازگردد. در اين صورت علويان با خوشنودي به حكومت مي‌نگريستند و شيعيان خلافت او را شرعي تلقي مي‌كردند و او را به عنوان جانشين امام مي پذيرفتند.ازطرف ديگر چون مردم حکومت را مورد تاييدامام مي دانستند لذا قيامهايی که برضدحکومت مي شد جاذبه و مشروعيت خود را از دست مي‌داد.

 

او مي‌انديشيد اگر امام خلافت را نپذيرد ايِشان را به اجبار وليعهد خودمي کند که دراينصورت بازهم خلافت وحکومت او درميا ن مردم و شيعيان توجيه مي گردد وديگر اعتراضات وشورشهايي که به بهانه غصب خلافت وستم, توسط عباسيان انجام مي گرفت دليل وتوجيه خودراازدست مي دادوبااستقبال مردم ودوستداران امام مواجه نمي شد. ازطرفي اومي توانست امام را نزد خود ساكن كند و از نزديك مراقب رفتار امام و پيروانش باشد و هر حركتي از سوي امام و شيعيان ايشان را سركوب كند.  همچنين اوگمان مي کردکه ازطرف ديگر شيعيان و پيروان امام ، ايشان را به خاطر نپذيرفتن خلافت  در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند دادوامام جايگاه خودرادرميان دوستدارانش ازدست مي دهد.

 

سفر به سوي خراسان :

 

مأمون براي عملي كردن اهداف ذكر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدينه, خدمت حضرت رضا (عليه السلام ) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوي خراسان روانه كنند. همچنين دستور داد حضرتش را از راهي كه كمتر با شيعيان برخورد داشته باشد, بياورند. مسير اصلي در آن زمان راه كوفه ، جبل ، كرمانشاه و قم بوده است كه نقاط شيعه‌نشين و مراكز قدرت شيعيان بود. مأمون احتمال مي‌داد كه ممكن است شيعيان با مشاهده امام در ميان خود به شور و هيجان آيند و مانع حركت ايشان شوند و بخواهند آن حضرت را در ميان خود نگه دارند كه در اين صورت مشكلات حكومت چند برابر مي‌شد. لذا امام را از مسير بصره ، اهواز و فارس به سوي مرو حركت داد.ماموران او نيزپيوسته حضرت رازير نظر داشتندواعمال امام رابه او گزارش مي دادند.

 

حديث سلسلة الذهب :

 

در طول سفر امام به مرو ، هركجا توقف مي‌فرمودند, بركات زيادي شامل حال مردم ان منطقه می شد. از جمله هنگامي‌كه امام در مسير حركت خود وارد نيشابور شدند و در حالي كه در محملي قرار داشتند از وسط شهر نيشابور عبور كردند. مردم زيادي كه خبر ورود امام به نيشابور را شنيده بودند, همگي به استقبال حضرت آمدند. در اين هنگام دو تن از علما و حافظان حديث نبوي, به همراه گروه‌هاي بيشماري از طالبان علم و اهل حديث و درايت، مهار مرکب را گرفته وعرضه داشتند :" اي امام بزرگ و اي فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاك و اجداد بزرگوارت سوگند مي‌دهيم كه رخسار فرخنده خويش را به ما نشان دهي و حديثي از پدران و جد بزرگوارتان پيامبر خدا براي ما بيان فرمايي تا يادگاري نزد ما باشد ". امام دستور توقف مركب را دادند و ديدگان مردم به مشاهده طلعت مبارك امام روشن گرديد. مردم از مشاهده جمال حضرت بسيار شاد شدند به طوري كه بعضي از شدت شوق مي‌گريستند و آنهايي كه نزديك ايشان بودند ، بر مركب امام بوسه مي‌زدند. ولوله عظيمي در شهر طنين افكنده بود به طوري كه بزرگان شهر با صداي بلند از مردم مي‌خواستند كه سكوت نمايند تا حديثي از آن حضرت بشنوند. تا اينكه پس از مدتي مردم ساكت شدند و حضرت حديث ذيل را كلمه به كلمه از قول پدر گراميشان و از قول اجداد طاهرينشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائيل از سوي حضرت حق سبحانه و تعالي املاء فرمودند: " كلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هركس آن را بگويد داخل حصار من شده و كسيكه داخل حصار من گردد ايمن از عذاب من خواهد بود. " سپس امام فرمودند: " اما اين شروطي دارد و من خود از جمله آن شروط هستم ".

 

اين حديث بيانگر اين است كه از شروط اقرار به كلمه لااله‌الاالله كه مقوم اصل توحيد در دين مي‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت وپذيرش گفتار و رفتارامام مي‌باشد كه از جانب خداوند تعالي تعيين شده است. در حقيقت امام شرط رهايي از عذاب الهي را توحيد و شرط توحيد را قبول ولايت و امامت مي‌دانند.

 

ولايت عهدي :

 

باري ، چون حضرت رضا (عليه السلام ) وارد مرو شدند, مأمون از ايشان استقبال شاياني كرد و در مجلسي كه همه اركان دولت حضور داشتند صحبت كرد و گفت :" همه بدانند من در آل عباس و آل علي (عليه السلام ) هيچ كس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علي‌بن‌موسي‌رضا (عليه السلام ) نديدم". پس از آن به حضرت رو كرد و گفت:" تصميم گرفته‌ام كه خود را از خلافت خلع كنم و آنرا به شما واگذار نمايم". حضرت فرمودند:" اگر خلافت را خدا براي تو قرار داده جايز نيست كه به ديگري ببخشي و اگر خلافت از آن تو نيست ، تو چه اختياري داري كه به ديگري تفويض نمايي ". مأمون بر خواسته خود پافشاري كرد و بر امام اصرار ورزيد. اما امام فرمودند :‌ " هرگز قبول نخواهم كرد ". وقتي مأمون مأيوس شد گفت:" پس ولايت عهدي را قبول كن تا بعد از من شما خليفه و جانشين من باشيد". اين اصرار مأمون و انكار امام تا دو ماه طول كشيد و حضرت قبول نمي‌فرمودند و مي‌گفتند :" از پدرانم شنيدم, من قبل از تو از دنيا خواهم رفت و مرا با زهر شهيد خواهند كرد و بر من ملائك زمين و آسمان خواهند گريست و در وادي غربت در كنار هارون ‌الرشيد دفن خواهم شد". اما مأمون بر اين امر پافشاري نمود تا آنجاكه مخفيانه و در مجلس خصوصي حضرت را تهديد به مرگ كرد. لذا حضرت فرمودند :" اينك كه مجبورم, قبول مي‌كنم به شرط آنكه كسي را نصب يا عزل نكنم و رسمي را تغيير ندهم و سنتي را نشكنم و از دور بر بساط خلافت نظرداشته باشم". مأمون با اين شرط راضي شد. پس از آن حضرت, دست را به سوي آسمان بلند كردند و فرمودند: " خداوندا ! تو مي‌داني كه مرا به اكراه وادار نمودند و به اجبار اين امر را اختيار كردم؛ پس مرا مؤاخذه نكن همان گونه كه دو پيغمبر خود يوسف و دانيال را هنگام قبول ولايت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نكردي. خداوندا عهدي نيست جز عهد تو و ولايتي نيست مگر از جانب تو، پس به من توفيق ده كه دين تو را برپا دارم و سنت پيامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا كه تو نيكو مولا و نيكو ياوري هستي" .

 

جنبه علمي امام :

 

مأمون كه پيوسته شور و اشتياق مردم نسبت به امام واعتبار بي‌همتاي امام را در ميان ايشان مي‌ديد مي خواست تااين قداست واعتبار را خدشه دارسازدوازجمله کارهايی که برای رسيدن به اين هدف انجام داد تشکيل جلسات مناظره‌اي بين امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنيا  بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شايد بتوانند امام را ازنظر علمي شکست داده ووجهه علمي امام را زيرسوال ببرند.که شرح يكي از اين مجالس را مي‌آوريم:

 

"براي يكي از اين مناظرات مأمون فضل‌بن‌سهل را امر كرد كه اساتيد كلام و حكمت را از سراسر دنيا دعوت كند تا با امام به مناظره بنشينند. فضل نيز اسقف اعظم  نصاري و بزرگ علمای يهود و روساي صابئين ( پيروان حضرت يحيي) بزرگ موبدان زرتشتيان و ديگر متكلمين وقت را دعوت كرد. مأمون هم آنها را به حضور پذيرفت و از آنها پذيرايي شاياني كرد و به آنان گفت:" دوست دارم كه با پسر عموی من ( مأمون از نوادگان عباس عموی پيامبر است كه ناگزير پسر عمومي امام می باشد.) كه از مدينه پيش من آمده مناظره كنيد". صبح رروز بعد مجلس آراسته‌اي تشكيل داد و مردي را به خدمت حضرت رضا (عليه السلام ) فرستاد و حضرت را دعوت كرد. حضرت نيز دعوت او را پذيرفتند و به او فرمودند :" آيا مي‌خواهي بداني كه مأمون كي از اين كار خود پشيمان مي‌شود". او گفت : "بلي فدايت شوم". امام فرمودند :" وقتي مأمون دلايل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجيل از خود انجيل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئين بزبان ايشان و بر آتش‌پرستان بزبان فارسي و بر روميان به زبان رومي‌شان بشنود و ببيند كه سخنان تك ‌تك اينان را رد كردم و آنها سخن خود را رها كردند و سخن مرا پذيرفتند آنوقت مأمون مي‌فهمد كه توانايي كاري را كه مي‌خواهد انجام دهد ندارد و پشيمان مي‌شود و لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم". سپس حضرت به مجلس مأمون تشريف ‌فرما شدند و با ورود حضرت مأمون ايشان را براي جمع معرفي كرد و سپس گفت : " دوست دارم با ايشان مناظره كنيد ". حضرت رضا (عليه السلام)نيز با تمامي آنها از كتاب خودشان درباره دين و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود:" اگر كسي درميان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال كند". عمران صایي كه يكي از متكلمين بود از حضرت سئوالات بسياري كرد و حضرت تمام سئوالات او را يك به يك پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنيدن جواب سئوالات خود از امام  شهادتين را بر زبان جاري كرد و اسلام آورد و با برتري مسلم امام، جلسه به پايان رسيد و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایي را به حضور طلبيدند و او را بسيار اكرام كردند و از آن به بعد عمران صایي خود يكي از مبلغين دين مبين اسلام گرديد.

 

رجاءابن ضحاک که ازطرف مامون مامور حرکت دادن امام ازمدينه به سوی مرو بود,مي گويد: "آن حضرت در هيچ شهری وارد نمي شد مگر اينکه مردم از هرسو به او روی مي آوردند و مسائل ديني خود را از امام می پرسيدند.ايشان نيز به آنها پاسخ مي گفت و احاديث بسياری از پيامبر خدا و حضرت علي (عليه السلام) بيان مي فرمود.هنگامي که ازاين سفربازگشتم نزد مامون رفتم .او ازچگونگي رفتار امام در طول سفر پرسيد و من نيز آنچه را در طول سفر از ايشان ديده بودم بازگوکردم . مامون گفت: "آری، ای پسرضحاک !ايشان  بهترين، دانا ترين و عابدترين مردم روي زمين است"".  

 

اخلاق و منش امام:

 

خصوصيات اخلاقي و زهد و تقواي آن حضرت به گونه اي بود كه حتي دشمنان خويش را نيز شيفته و مجذوب خود كرده بود. با مردم در نهايت ادب تواضع و مهرباني رفتار مي كرد و هيچ گاه خود را از مردم جدا نمي نمود.

 

يكي از ياران امام مي گويد:" هيچ گاه نديدم كه امام رضا (عليه السلام) در سخن بر كسي جفا ورزد و نيز نديدم كه سخن كسي را پيش از تمام شدن قطع كند. هرگز نيازمندي را كه مي توانست نيازش را برآورده سازد رد نمي كرد در حضور ديگري پايش را دراز نمي فرمود. هرگز نديدم به کسي ازخدمتکارانش بدگوئي کند.  خنده او قهقه نبود بلكه تبسم مي فرمود. چون سفره غذا به ميان مي آمد, همه افراد خانه حتي دربان و مهتر را نيز بر سر سفره خويش مي نشاند و آنان همراه با امام غذا مي خوردند. شبها كم مي خوابيد و بسياري از شبها را به عبادت مي گذراند. بسيار روزه مي گرفت و روزه سه روز در ماه را ترك نمي كرد. كار خير و انفاق پنهان بسيار داشت. بيشتر در شبهاي تاريك, مخفيانه به فقرا كمك مي كرد". (5) يكي ديگر از ياران ايشان مي گويد:" فرش آن حضرت در تابستان حصير و در زمستان پلاسي بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود, اما هنگامي كه در مجالس عمومي شركت مي كرد ،  خود را مي آراست (لباسهاي خوب و متعارف مي پوشيد). (6) شبي امام ميهمان داشت، در ميان صحبت چراغ ايرادي پيدا كرد، ميهمان امام دست پيش آورد تا چراغ را درست كند، اما امام نگذاشت و خود اين كار را انجام داد و فرمود:" ما گروهي هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمي گيريم".

 

شخصي به امام عرض كرد:" به خدا سوگند هيچكس در روي زمين ازجهت برتري و شرافت اجداد، به شما نمي رسد". امام فرمودند:" تقوي به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار آنان را بزرگوار ساخت".  

مردي از اهالي بلخ مي گويد:" در سفر خراسان با امام رضا( عليه السلام) همراه بودم. روزي سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگذران حتي سياهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ايشان غذا بخورند. من به امام عرض كردم:" فدايت شوم بهتر است اينان بر سفره اي جداگانه بنشينند".امام فرمود:" ساكت باش, پروردگار همه يكي است. پدر و مادر همه يكي است و پاداش هم به اعمال است".

 

ياسر، خادم حضرت مي گويد: "امام رضا (عليه السلام) به ما فرموده بود:" اگر بالاي سرتان ايستادم (و شما را براي كاري طلبيدم) و شما مشغول غذا خوردن بوديد بر نخيزيد تا غذايتان تمام شود:، به همين جهت بسيار اتفاق مي افتاد كه امام ما را صدا مي كرد و در پاسخ او مي گفتند:" به غذا خوردن مشغولند" و آن گرامي مي فرمود: "بگذاريد غذايشان تمام شود"".

 

يكبار غريبي خدمت امام رسيد و سلام كرد و گفت:" من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. ازحج بازگشته ام و خرجي راه را تمام كرده ام اگر مايليد مبلغي به من مرحمت كنيد تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زيرا من در شهر خويش فقير نيستم و اينك در سفر نيازمند مانده ام". امام برخاست و به اطاقي ديگر رفت واز پشت در دست خويش را بيرون آورد و فرمود:" اين دويست دينار را بگير و توشه راه كن و لازم نيست كه از جانب من معادل آن صدقه دهي".

 

آن شخص نيز دينار ها را گرفت و رفت. از امام پرسيدند:" چرا چنين كرديد كه شما را هنگام گرفتن دينار ها نبيند؟" فرمود:" تا شرمندگي نياز و سوال را در او نبينم ".

 

امامان معصوم و گرامي ما در تربيت پيروان و راهنمايي ايشان تنها به گفتار اكتفا نمي كردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ويژه اي مبذول مي داشتند.

 

يكي از ياران امام رضا (عليه السلام) مي گويد:" روزي همراه امام به خانه ايشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنايي بودند. امام در ميان آنها غريبه اي ديد و پرسيد:" اين كيست ؟" عرض كردند:" به ما كمك مي كند و به او دستمزدي خواهيم داد".امام فرمود:" مزدش را تعيين كرده ايد؟" گفتند:" نه هر چه بدهيم مي پذيرد".امام برآشفت و به من فرمود:" من بارها به اينها گفته ام كه هيچكس را نياوريد مگر آنكه قبلا مزدش را تعيين كنيد و قرارداد ببنديد. كسي كه بدون قرارداد و تعيين مزد، كاري انجام مي دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهي باز گمان مي كند مزدش را كم داده اي ولي اگر قرارداد ببندي و به مقدار معين شده بپردازي از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل     كرده اي و در اين صورت اگر بيش از مقدار تعيين شده چيزي به او بدهي, هر چند كم و ناچيز باشد؛ مي فهمد كه بيشتر پرداخته اي و سپاسگزار خواهد بود"".

خادم حضرت مي گويد:" روزي خدمتكاران ميوه اي مي خوردند. آنها ميوه را به تمامي نخورده و باقي آنرا دور ريختند. حضرت رضا (عليه السلام) به آنها فرمود:" سبحان الله اگر شما از آن بي نياز هستيد, آنرا به كساني كه بدان نيازمندند بدهيد"".

 

مختصري از كلمات حكمت‌آميز امام :     

 

امام فرمودند : "دوست هركس عقل اوست و دشمن هركس جهل و ناداني و حماقت است".  

 

امام فرمودند : "علم و دانش همانند گنجي مي‌ماند كه كليد آن سئوال است، پس بپرسيد. خداوند شما را رحمت كند زيرا در اين امرچهار طايفه داراي اجر مي‌باشند :

 

1- سئوال كننده

2- آموزنده 

3- شنونده

4- پاسخ دهنده "

 

امام فرمودند :" مهرورزي و دوستي با مردم نصف عقل است".

 

امام فرمودند :"چيزي نيست كه چشمانت آنرا  بنگرد مگر آنكه در آن پند و

 اندرزي است".

امام فرمودند :"  نظافت و پاكيزگي از اخلاق پيامبران است".

 

شهادت امام :

 

در نحوه به شهادت رسيدن امام نقل شده است كه مأمون به يكي از خدمتکاران خويش دستور داده بود تا ناخن‌هاي دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور دادتا دست خود را به زهر مخصوصي آلوده كند و در بين ناخن‌هايش زهر قرار دهد و اناري را با دستان زهر‌آلودش دانه كند و او دستور مأمون را اجابت كرد. مأمون نيز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار كرد كه امام ازآن انار تناول کنند.اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار كرد تا جايي‌كه حضرت را تهديد به مرگ نمود و حضرت به جبر, قدري از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر كرد و حال حضرت دگرگون گرديد و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجري قمري امام رضا ( عليه السلام ) به شهادت رسيدند .

 

تدفين امام :

 

به قدرت و اراده الهي امام جواد ( عليه السلام ) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان,  بدن مطهر ايشان را غسل داده وبر آن نماز گذاردند و پيکر پاك ايشان با مشايعت بسياري از شيعيان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گرديد و قرنهاست كه مزار اين امام بزرگوار مايه بركت و مباهات ايرانيان است.

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : شنبه, مرداد 31, 1394       نظر ( 0 )

مسابقه زندگی امام رضا (ع)

مسابقه

 زندگی امام رضا (علیه السلام )

  1. امام رضا يازدهم ذيقعده سال ...... ..هجري در ......... ديده به جهان گشودند

  2. در چند سالگي عهده‌دار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند؟

  3. نام و كنيه و مشهورترين لقب ايشان چیست؟

  4. يكي از القاب مشهور حضرت که امام صادق به آن خبر دادند " ..... آل محمد " است

  5. نام مادرامام هشتم چیست؟

  6. مدت امامت امام هشتم در حدود چند سال بود؟

  7. كسي كه داخل حصار من گردد ايمن از ...... من خواهد بود

  8. امام شرط رهايي از عذاب الهي را توحيد و شرط توحيد را چه مي‌دانند ؟

  9. امام هنگام قبول ولایتعهدی گفتند : خدایا مرا مؤاخذه نكن همان گونه كه دو پيغمبر خود ........... و................ را هنگام قبول ولايت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نكردي.

  10. امام فرمودند : دوست هركس ..... اوست و دشمن هركس ........ است.

علم و دانش همانند گنجي مي‌ماند كه كليد آن .......است

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : يكشنبه, مرداد 25, 1394 موضوع : فرهنگی ـ هنری       نظر ( 0 )

خطبه ی شعبانیه ی پیامبر اسلام (ص)

خطبه ی شعبانیه ی پیامبر اسلام (ص )

«عن أبی الحسن الرضا، عن أبیه، عن آبائه، عن أمیرالمؤمنین علیه السلام قال: إنَّ رسول الله صلی الله علیه و آله خَطبَنا ذات یوم فقال صلی الله علیه و آله:أیُها الناس، إنّه قد أقبلَ الیکم شهرُ اللهِ بالبَرکة وَ الرّحمة وَ المَغفرة، شهرٌ هوَ عندَ اللهِ أفضلُ الشّهورِ،و أیّامُهُ أفضلُ الأیّامِ،و لیالیهِ أفضلُ اللّیالی،و ساعاتُهُ أفضلُ السّاعات،هوَ شهرٌ دُعِیتُم فیهِ الی ضِیافَةِ الله، وجُعِلتُم فِیهِ مِن أهلِ کرامةِ اللهِ، أنفاسُکُم فِیهِ تسبیحٌ،
ونَومُکُم فِیهِ عِبادَةٌ، وَ عَمَلُکُم فِیهِ مَقبولٌ، و دُعاؤُکُم فِیه مُستجابٌ،فَسئلوا اللهَ ربَّکم بِنِیّاتٍ صادِقَةٍ،و قلوبٍ طاهِرَةٍ أن یُوَفّقکم لِصِیامِهِ،وَ تَلاوة کتابِهِ،فإنّ الشّقی مَن حُرِمَ غفرانُ اللهِ فی هذا الشَّهرِ العَظیم،وأذکُروا بِجُوعِکُم وَ عَطَشِکُم فِیه جوعَ یومِ القِیامَةِ وَ عَطَشَهُ،وَ تَصَدّقوا عَلی فُقَرائِکم وَ مَساکِینِکُم،وَ وَقّروا کِبارَکُم،وأرحَمُوا صِغارَکُم،وَ صِلُوا أرحامَکُم،وَ أحفَظُوا ألسِنَتَکُم،وغَضّوا عَمّا لا یَحِلّ النَّظرُ إلیه أبصارَکُم،و عمّا لا یَحلّ الإستِماعُ إلیه أسماعَکُم،وَ تَحَنّنوا علی أیتامِ النّاس یَتحَنّنُ عَلَی أیتامِکُم،وَ تُوبُوا الی اللهِ مِن ذنوبِکُم،و أرفَعوا إلیه أیدیکم بالدّعاءِ فی أوقاتِ صلواتِکُم،فإنّها أفضلُ السّاعات،یَنظُرُ اللهِ عزّوجلّ فِیها بالرّحمةِ الی عِبادِهِ،یُحبِبهُم اذا ناجَوه،وَیُلبّیهِم اذا نادَوهُ،وَ یَستجیبُ لَهُم اذا دَعَوه.أیّها النّاس، إنّ أنفُسَکم مَرهونَة بِأعمَالِکُم، فَفَکّوها بِاستِغفَارِکُم، وَ ظُهورِکُم ثقیلةٌ مِن أوزارِکُم فَخَفّفوا عَنها بِطولِ سُجُودِکُم،وإعلَمُوا أنّ اللهَ تَعالی ذِکرُه أقسَمَ بِعِزّتِهِ أن لا یُعَذّبَ المُصَلّینَ وَ السّاجِدینَ،و أن لا یروعَهُم بالنّار یومَ یَقومُ النّاسُ لِرَبّ العالَمِینَ

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : جمعه, تير 5, 1394 موضوع : آیات و احادیث       نظر ( 0 )

کلاس آموزش قرآن و خوش نویسی

کلاس آموزش خوش نویسی 

خواهران

مربی : خانم زارع زاده

زمان : شنبه و چهارشنبه ساعت 4:30

برادران

مربی : آقای احمد پور

زمان : یکشنبه و سه شنبه ساعت 4:30

آموزش روان خوانی وتجوید

زمان : هر روز بعد از نماز ظهر و عصر

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : يكشنبه, خرداد 31, 1394       نظر ( 0 )

اسامی برندگان

اسامی برندگان در مسابقه

علی رضا زارع زاده

رقیه طبا طبایی

زهرا فلاحتی

زهره چاوشیان

سید حمید میر هادی

علی رضا ابویی

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : چهارشنبه, خرداد 6, 1394       نظر ( 0 )

جشن اعیاد شعبانیه

به مناسبت اعیاد شعبانیه

تولد حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و روز پاسدار و قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل و روز چانباز و تولد سید الساجدین امام زین العابدین علیهم السلام و روز برزگ داشت آزادگان و سو خرداد سالروز فتح خرمشهر و روز مقاومت و پیروزی مراسم جشنی به  مدت سه شب در مسجد امام حسین (ع) شهرک شهید رجایی شهرستان مهریز بر پا گردید

در این مراسم علاوه بر نمایش و طنز و مسابقه بین نونهالان و نوجوانان ججت الاسلام انصاری برادر آزاده محمد رضا صدیقی و برادر جانباز محمد زارع زاده به ایراد سخن و بیان خاطرات خود پردا ختند

 در پایان شب سوم نتیجه ی مسابقه پیا مکی مشخص و به شش نفر برتر جوایزی اعطا شد .

همچنین به کسانی که نامشان حسین و ابوالفضل و سجاد و عباس و ... بود جوایزی به قید قرعه اهداء شد .

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : سه شنبه, خرداد 5, 1394       نظر ( 0 )

صلوات شعبانیه

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ

 وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 الْفُلْکِ الْجَارِیَةِ فِی اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ

 یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَهَا وَ یَغْرَقُ مَنْ ترکها

 الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 الْکَهْفِ الْحَصِینِ وَ غِیَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکِینِ

 وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِینَ

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 صَلاةً کَثِیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضًی وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَدَاءً وَ قَضَاء

 بِحَوْلٍ مِنْکَ وَ قُوَّةٍ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 الطَّیِّبِینَ الْأَبْرَارِ الْأَخْیَارِ الَّذِینَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ

 وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 وَ اعْمُرْ قَلْبِی بِطَاعَتِکَ وَ لا تُخْزِنِی بِمَعْصِیَتِکَ

 وَ ارْزُقْنِی مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ

 بِمَا وَسَّعْتَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ

 وَ نَشَرْتَ عَلَیَّ مِنْ عَدْلِکَ وَ أَحْیَیْتَنِی تَحْتَ ظِلِّکَ

 وَ هَذَا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ

 شَعْبَانُ الَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ

 الَّذِی کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ و سَلَّمَ

 یَدْأَبُ فِی صِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ فِی لَیَالِیهِ وَ أَیَّامِهِ

 بُخُوعا لَکَ فِی إِکْرَامِهِ وَ إِعْظَامِهِ إِلَی مَحَلِّ حِمَامِهِ

 اللَّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَی الاسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ

 وَ نَیْلِ الشَّفَاعَةِ لَدَیْهِ

 اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْهُ لِی شَفِیعاً مُشَفَّعا وَ طَرِیقاً إِلَیْکَ مَهْیَعا

 وَ اجْعَلْنِی لَهُ مُتَّبِعا

 حَتَّی أَلْقَاکَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ

 عَنِّی رَاضِیا وَ عَنْ ذُنُوبِی غَاضِیا

 قَدْ أَوْجَبْتَ لِی مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَ الرِّضْوَانَ

 وَ أَنْزَلْتَنِی دَارَ الْقَرَارِ وَ مَحَلَّ الْأَخْیَارِ

 

 

 

 

 

 

 

خدایا! بر محمّد و خاندان محمد درود فرست

 درخت نبوت و جایگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان

 و معدن دانش، و خانواده وحی

 خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

 کشتی روان در اقیانوس‌های عمیق

 هرکه به آن توسّل جوید ایمنی یابد و هرکه آن را رها کند غرق شود

 پیش افتاده از آن‌ها از دین خارج است و عقب مانده از آنان نابود است و همراه آنان ملحق به حق است.

خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

 پناهگاه محکم و فریادرس بیچارگان درمانده

 و پناه گریختگان و دستاویز استوار برای چنگاندازان

 خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

 درودی که برای آنان موجب خشنودی وبرای ما مایه اداکردن وبجا آوردن حق محمّدوخاندان محمّد باشد

 به حول و نیرویت ای پروردگار جهانیان

 خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

 آن پاکان و نیکان و خوبان که حقوقشان را بر همه واجب کردی

 و پیروی و و لایتشان را بر همگان فرض نمودی

 خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست

 و دلم را با طاعتت آباد کن،و به نافرمانی از خود رسوایم مساز

 و روزی من فرما همیاری با آن‌که رزقت را بر او تنگ گرفتی

 به مدد آنچه از فضلت بر من وسعت دادی

 و از عدلت بر من گستردی و مرا در سایه رحمتت زنده داشتی

 این ماه ماه پیامبر توست، آن سرور فرستادگان

 شعبانی که آن را به رحمت و رضوانت پوشاندی

 ماهی که رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش باد)

در روزه‌داری و بپاداری عبادت در شب‌ها و روزهایش با تمام توان کوشش می‌کرد

 تا هنگام مرگ، تنها برای فروتنی دربرابرت و بزرگداشت این ماه

 خدایا!ما را در این ماه به پیروی از روشش

 و رسیدن به شفاعتش یاری فرما

 خدایا! او را برا من شفیعی با شفاعت پذیرفته و راهی روشن به سویت قرار ده

 و مرا پیرو او گردان

 تا آنگاه که تو را در قیامت دیدار کنم

 درحالی‌ که از من خشنود باشی و از گناهانم چشم‌ پوشیده باشی

 و رحمت و رضوانت را بر من واجب نموده

 و مرا در بهشت و جایگاه خوبان درآورده باشی.

 

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : سه شنبه, خرداد 5, 1394       نظر ( 0 )

زیارت امام کاظم (ع)

زیارت امام موسی ابن جعفر (ع)

اللهم صلِّ علی محمد و اهل بیته و صلِّ علی موسی بن جعفر وصی الابرارو امام الاخیار و عیبة الانوار و وارث السکینة و الوقار و الحکم و الآثار حلیف السجدة الطویلة و الدموع الغزیرة و المناجات الکثیرة و الضراعات المتصلة و مَقرّ النُهی و العدل و الخیر و الفضل و الندی و البذل و مألف البلوی و الصبر و المضطهدِ بالظلم و المقبور بالجور و المعذبِ فی قعر السجون و ظُلم المطامیر ذی الساق المرضوض بحلق القیود و الجنازة المنادی علیها بذُلّ الاستخفاف و الوارد علی جدهِ المصطفی و ابیه المرتضی و امّهِ سیدة النساء بإرثٍ مغصوب و ولاءٍ مسلوب و دمٍ مطلوب و سمٍّ مشروب اللهم وکما صبر علی غلیظ المحن و تجّرعَ غصصَ الکرب و استسلم لرضاک و اخلص الطاعة لک و مَحضَ الخشوعَ و استشعر الخضوع و عادی البدعة و اهلها و لم یلحقهُ فی شیئٍ من اوامرک و نواهیک لومة لائم صلّ علیه صلاة نامیة مُنفیة زاکیة توجبُ له بها شفاعةَ امم من خلقک و قرون من برایاک و بلـّغهُ عنا تحیة و سلاماً وآتنا من لدنکَ فی موالاته فضلا و احساناً و مغفرة و رضوانا إنـّکَ ذو الفضل العمیم و التجاوُز العظیم برحمتک یا ارحم الراحمین  

خدایا درود فرست بر محمد و خاندان او و درود فرست بر موسی ابن جعفر وصی نیک رفتاران و پیشوای برگزیدگان و گنجینۀ انوارعلم و وارث آرامش و وقار ودارای حکمت و آثار که شب را تا سحربیدار و شب زنده دار بود و پیوسته طلب آمرزش    می کرد همدوش سجده های طولانی و با چشم گریان و اشکبار و مناجات بسیار و زاری های پیوسته و پی در پی و قرارگاه و معدن عقل و خرد و عدالت و خیر و فضل و بخشش و بذل و احسان و محل الفت و سازگار با بلا و شکیبایی در فشار غم و رنج و ستم ، و مدفون به بیداد ، و گرفتار و شکنجه شده در ته زندان ها و سلول های نمناک ، پاهای مبارکش مجروح در حلقه های زنجیر و هنگام رحلتش بر جنازه اش با خفت و خواری فریاد می کردند (این امام رافضی هاست ) و آن که بر جدش مصطفی و پدرش علی مرتضی و مادرش بانوی همه ی زنان وارد شد درحالی که ارثش غصب شده و حکومت از او ربوده شده بود و در امر(امامت) مغلوب بود و خونی که باید مطالبه شود  و زهر نوشید

خدایا چنان چه بر سختی رنج و محنت شکیبا بود و جرعه های گرفتاری را سر کشید و تسلیم رضای تو شد و در طاعت تو اخلاص ورزید و برای تو بی آلایش و فروتن وخاضع بود وبا بدعت و اهل آن دشمنی می ورزید و سرزنش ملامت کنندگان در اجرای هیچ یک ازاوامر تو در او مؤثرنبود ؛ رحمت ودرود با برکت و بلند مرتبه و پاک بر او باد که مایه ی شفاعت او بر  امت هایی از خلق تو و مردم قرن ها از خلقت باشد .

و تحیت وسلام ما را به اوبرسان و از جانب خودت در دوستی و فضل و احسان وآمرزش و خشنودی به ما عطا کن ، تو دارای فضل و بخشش وسیع و گذشت عظیم هستی ، به رحمت خودت ای مهربان ترین مهربان ها .  

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : چهارشنبه, ارديبهشت 23, 1394       نظر ( 0 )

زیارت امام رضا )ع) در ماه رجب
ماه رجب

بر طبق روايتي كه در كتاب‌هاي معتبر شيعه، از قبيل كافي، تهذيب الاحكام، كامل الزيارات، عيون اخبار الرضا و... گزارش شده است، امام جواد عليه السلام فرمود: «زيارت حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام از حج فضيلت بيشتري دارد.»

آن حضرت در پاسخ به اين سؤال كه هر گاه كسي به حج رفته و پس از بازگشت از حج به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شده و آن گاه هزينه و مقدمات سفر دوباره به حج برايش فراهم شد، آيا بهتر است به حج رود يا براي زيارت امام رضا عليه السلام راهي خراسان شود، فرمود: «... اگر به خراسان رود و به امام رضا عليه السلام سلام كند، فضيلت بيشتري دارد. ليكن اين سفر بايد در ماه رجب باشد و سزاوار نيست در اين ماه انجام شود؛ چون حكومت به خاطر آن از ما و شما بدگويي مي‌كند.»

همان طور كه جناب علامه مجلسي از اين روايت برداشت كرده، اين روايت نشان‌گر آن است كه زيارت آن حضرت در ماه رجب مستحب مؤكد است و به طور خاص در اين ماه بر آن تأكيد شده است. دومين نكته‌اي كه جناب مجلسي از اين روايت فهميده، آن است كه به سبب تقيه، زيارت آن حضرت ترك مي‌شود؛ زيرا امام جواد عليه السلام فرمود: اگر در اين زمان به زيارت آن حضرت رويد، ما و شما، يعني شيعيان را آزار خواهند داد؛ از اين رو، هر زماني كه اين گونه باشد، زيارت حضرت طبق اين حديث ترك مي‌گردد.

در روايتي ديگر، از امام جواد عليه السلام نقل كرده‌اند: «زيارت امام رضا عليه السلام در همه زمان‌ها خوب است، ولي با فضيلت‌ترين زمان زيارت آن حضرت، ماه رجب است.»

ايام مخصوص به حضرت رضا(ع)

سخنان جناب علامه مجلسي در بحارالانوار نشان‌گر آن است كه بر استحباب زيارت آن حضرت در ايامي كه به گونه‌اي به ايشان ارتباط دارد، تأكيد بيشتري دارد. اين ايام عبارت است از: يك- روز تولد آن حضرت؛ يعني يازدهم ذي قعده. دو- روز شهادت آن حضرت؛ آخر ماه يا هفدهم ماه صفر و يا بيست و چهارم ماه رمضان. سه- روز بيعت مردم با ايشان؛ يعني روز اول يا ششم ماه رمضان. در آينده به ششم رمضان اشاره خواهد شد. چهار- روز بيست و سوم ذي قعده كه بنابر قولي در چنين روزي آن حضرت به شهادت رسيده است. سيد بن طاووس مي‌نويسد: در برخي از آثار دانشوران غير عرب شيعه، بر اين نكته تأكيد شده است. پنج- روز بيست و پنجم ماه ذي القعده، معروف به روز «دحو الارض»؛ يعني روزي كه خداي متعال زمين را گسترانيد و عبادت در آن روز آثار و بركات عظيم و بي‌مانندي دارد. زيارت حضرت رضا عليه السلام در اين روز بسيار تأكيد شده است و جناب ميرداماد آن را از افضل اعمال اين روز دانسته است. شش- روز ششم ماه رمضان. سيد بن طاووس مي‌نويسد: روايت شده است كه مناسب است دو ركعت نماز خوانده شود و در هر ركعت حمد يك بار و سوره توحيد بيست و پنج بار قرائت شود و مناسب آن است كه اين نماز در حرم مطهر حضرت رضا پس از زيارت آن حضرت خوانده شود. هفت- روز چهارشنبه. سيد بن طاووس در جمال الاسبوع مي‌نويسد: روز چهارشنبه به نام امامان موسي بن جعفر، علي بن موسي، محمد بن علي و علي بن محمد عليهم السلام است. از اين رو، زيارت آن حضرت در چنين روزي مستحب است. هشت- روز جمعه، زيارت پيامبر، حضرت فاطمه و دوازده امام و از جمله حضرت علي بن موسي الرضا عليهم السلام مستحب است.

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : شنبه, ارديبهشت 5, 1394       نظر ( 0 )

نتیجه مسابقه پیامکی

نتیجه مسابقه پیامکی  مشخص شد

جواب صحیح = 13323

در این مسابقه 120 نفر شرکت کردند  90 نفر از شرکت کنندگان جواب صحیح دادند که از بین آنها پنج شماره به صورت تصادفی (قرعه ) انتخاب شدند

اسامی برندگان :

  1. سعیده سادات حسینی مهر

  2. علیرضا زارع زاده

  3. نعیمه ملامحمد علیان

  4. عباس کشاورز

  5. وحید پارسامنش 

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : سه شنبه, فروردين 25, 1394       نظر ( 0 )

حلقه صالحین

حلقه ی صالحین جوانان مسجد امام حسین (ع) شهرک شهید رجائی مهریز پایگاه مقاومت سید الشهد اء (ع) با موضوع تاریخ اسلام در سال جاری نیز ادامه دارد .

مربی حلقه : محمد زارع زاده

زمان تشکیل جلسات : چهارشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : شنبه, فروردين 22, 1394 موضوع : فرهنگی ـ هنری       نظر ( 0 )

جلسه ی اعتکاف مسجد امام حسین (ع)

جلسه ی اعتکاف مسجد امام حسین (ع) شهرک شهید رجایی شهرستان مهریز جهت برنامه ریزی تشکیل شد

مقرر شد برای  ثبت نام از هر نفر مبلغ 20 هزار تومان دریافت شود

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : جمعه, فروردين 21, 1394 موضوع : اخبار       نظر ( 0 )

دعای ندبه
به مناسبت سال روز تولد حضرت زهرا و تولد فرزند برومندش حضرت روح الله خمینی (ره) بنیانگذار و رهبر کبیر انقلاب اسلامی مراسم دعای ندبه در محل چشمه غربال بیز برگزار شد 

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : جمعه, فروردين 21, 1394 موضوع : اخبار       نظر ( 0 )

میلاد دخت نبی حضرت زهرای اطهر و روز زن و سالروز تولد امام خمینی (ره) مبارک باد

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : جمعه, فروردين 21, 1394       نظر ( 0 )

مسابقه ی پیامکی

                            مسابقه پیامکی

 

الف) به گفتۀ حضرت زهرا صلاح و مصلحت زن در چیست ؟

1. مردان بیگانه را نبیند مردان بیگانه هم او را نبینند

2. کارهای خانه را انجام دهد و از کارهای بیرون از خانه پرهیز کند

3. همسری فداکار و مادری مهربان باشد

4. در کنار کارهای خانه واجبات دین را انجام دهد

ب) حضرت زهرا در آخرین روزهای عمرش از چه کسی خواست تابوتی بسازد تا بدنش پوشیده باشد؟

  1.  حضرت علی             2. سلمان                  3. اسماء                     

ج ) پیامبر با شنیدن کدام سخن فاطمه فرمود «فاطمه پارۀ تن من است »

1. الجار ثم الدار   

2. تلاوت قرآن ، نگاه به سیمای پیامبر و انفاق در راه خدا را دوست دارم

3. بهتر است زنان را مردان بیگانه نبینند و زنان مردان بیگانه را نبینند

د ) « کانت تقوم حتی تورمت قدماه» ازکیست و در شأن کیست ؟

1. امام صادق – حضرت زهرا        2. امام باقر - حضرت زهرا

3 . حضرت علی – حضرت زهرا    4. حضرت زهرا – حضرت علی

هـ ) آیه « فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکر فیها اسمه یسبح له بالغدو و الاصال » به کدام خانه اشاره دارد ؟

1. خانۀ انبیاء       2. خانۀ مومنان                 3. خانۀ انبیاء و علی و فاطمه

 

 

جواب های صحیح را تا ساعت 24 روز جمعه 21/1/94  به صورت یک عدد پنج رقمی به شمارۀ    3000101198  ارسال کنید.                 

 

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : جمعه, فروردين 21, 1394 موضوع : فرهنگی ـ هنری       نظر ( 0 )

فاطمه فاطمه است

بسم الله الرحمن الرحیم

سیره رفتاری حضرت زهرا سلام الله علیها

 

جایگاه رفیع فاطمه اطهر سلام الله علیها خیره کننده ی دیدگان هر      بیناست.

زندگی سراسر خیر و برکت و نور و رحمت فاطمه زهرا (ع) ابعاد گوناگون دارد در عظمت مقام علمی و دانش آن حضرت همین بس که مصحف فاطمه یکی از برکات علمی آن حضرت و از منابع علم ائمه علیهم السلام است

  1. معنویت در خانه ی فاطمه

زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها سراسر نور و پر از معنویت بود

فاطمه سلام الله علیها عاشق عبادت بود . امام باقر علیه السلام در شأن او فرمود : « کانت تقوم ُ حتی تورمت قدماه »

علامه مجلسی در موردخانه ی امیر المؤمنین و حضرت زهرا علیهما السلام نقل می کند : هنگامی که رسول خدا صل الله علیه وآله این آیه ی شریف را خواند : « فی بیوت اذن الله اَن تُرفع و یذکر فیها اسمُهُ یُسبحُ له فیها بالغُدو و الآصال » : در خانه هایی خدا رخصت داده که آن جا رفعت یابد و در آن ، ذکر نام خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.

مردی برخاست و سؤال کرد : ای رسول خدا ! این خانه ها کدامند ؟

حضرت فرمود : خانه ی انبیاء . سپس ابوبکر برخاست و پرسید : ای رسول خدا ! آیا این خانه ( خانه ی علی و فاطمه ) نیز از همان خانه هاست؟ حضرت فرمود : آری و از برترین آنان است

ابن عباس می گوید : در مسجد پیامبر بودیم که یکی از قاریان قرآن آیه ی « فی بیوت اذن الله ... » را تلاوت کرد پرسیدم : ای رسول خدا ! این خانه ها کدام خانه ها هستند ؟

  حضرت فرمود : خانه های انبیاء و سپس با دست خویش به خانه ی فاطمه زهرا (ع) اشاره کرد.

  1. ایمان فاطمه

امام باقر علیه السلام می فرماید : روزی پیامبر سلمان را برای رساندن پیامی به خانه ی فاطمه (ع) فرستاد.

سلمان می گوید : پس از درنگ کوتاهی پشت در خانه ی آن حضرت ، سلام گفتم ، صدای فاطمه سلام الله علیها را از داخل خانه شنیدم که قرآن می خواند ودربیرون اتاق دستاس در حال چرخیدن بود ماجرا را به پیامبر صل الله علیه وآله خبر دادم . آن حضرت تبسمی کرد و فرمود : « ای سلمان ! خداوند قلب ، اعضا و جوارح دخترم فاطمه را تا فرق سرش مملو از ایمان کرده است. . دخترم خود را در طاعت و عبادت خدا قرار داده پس خداوند فرشته ای را فرستاده تا به جای او دستاس را بگرداند. »

 

  1. در محراب عبادت

پیامبر اکرم صل الله علیه وآله فرمود : دخترم فاطمه ، سرور زنان جهان از اولین و آخرین است . هنگامی که اودر محراب عبادت می ایستد ، هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرب بر او سلام می کنند و همان ندایی را که به مریم می گفتند ، به فاطمه (ع) می گویند :    « إنّ الله اصطفاکِ و طهرکِ و اصطفاکِ علی نساء العالمین »

  1. فاطمه و مائده ی آسمانی

حضرت فاطمه (ع)  به نماز علاقه ی فراوانی داشت و هر گاه حاجتی داشت ، به نماز متوسل می شد .

سه روزبود که در خانه ی علی و فاطمه (ع)  غذا یافت نمی شد و آنان این مدت را بدون غذا سپری کردند . علی وارد منزل شد در حالی که رسول خدا نشسته و فاطمه (ع)   نمازمی خواند و بین این دو نفر ظرفی سرپوشیده بود وقتی فاطمه از نماز فارغ شد ، سر پوش را از آن ظرف برداشت ظرف مملو از نان و گوشت بود . علی (ع)  فرمود : ای فاطمه ! این از کجا برایت رسیده ؟ گفت : از جانب خدا نازل شده است خداوند به هر که بخواهد روزی می دهد . رسول خدا فرمود : آیا می خواهید نظیر این را برای شما نقل کنم ؟ گفتند : بله ، ای رسول خدا !

فرمود : یا علی ! مثل شما مثل زکریاست که هر وقت بر مریم وارد می شد می دید درمحراب عبادت است و در نزد وی خوراک نهاده شده است . زکریا می گفت : ای مریم ! این از کجا آمده است ؟ مریم در جواب می گفت : از جانب خدا ، خدا به هرکس بخواهد روزی می دهد .

بنابر روایات ، حضرت مریم سرور زنان زمان خویش بود و فاطمه (ع) سرور  تمامی بانوان در همه ی زمان هاست .

 

  1. حضرت زهرا و ترس از قیامت

    علامه مجلسی می نویسد :

    هنگامی که آیه ی « وإنّ جهنم لموعدهُم اجمعین لها سبعة ابواب لِکلّ بابٍ منهُم جزءٌ مقسوم ٌ» بر پیامبر نازل شد ، آن حضرت به شدت گریست و یارانش نیز با گریه آن حضرت گریه کردند اما کسی نمی دانست که چرا پیامبر می گرید . از طرفی هیچ کس یارای سخن گفتن با آن حضرت نداشت فردی را به خانه ی فاطمه سلام الله علیها فرستادند تا وی را از این ماجرا و گریه ی پیامبر با خبر سازد . دختر رسول خدا با شنیدن این خبر بر آشفت و خانه را به قصد مسجد و دیدار پیامبر ترک کرد هنگامی که فاطمه (ع) نزد پیامبر صل الله علیه وآله آمد گفت : پدر جان ! جانم فدایت ! چه چیز تو را به گریه انداخته است ؟

    پیامبر(ص) آن چه را که جبرئیل بر او نازل کرده بود ، برای دخترش تلاوت کرد فاطمه سلام الله علیها از شدت ترس و وحشت ، با صورت بر زمین افتاد در حالی که می گفت : « الویل و ثم الویلُ لمن دخل فی النار »  : وای ، پس وای بر کسی که وارد دوزخ شود !

  2. انس با قرآن

حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود : حُبّبَ الیَّ من دنیاکم ثلاث، تلاوت ُ کتاب الله و النظرُ فی وجه رسول الله و الانفاق فی سبیل الله » : سه چیز از دنیای شما را دوست دارم : تلاوت قرآن ، نگاه به چهرۀ پیامبر(ص)  ، انفاق در راه خدا .  

فاطمه سلام الله علیها با قرآن مأنوس بود و پیوسته در خانه ی کوچکش قرآن تلاوت می کرد .

حضرت به قرآن اهمیت می داد  به گونه ای که وصیت کرد در شب اول قبر امیرالمؤمنین (ع) برسر مزارش قرآن بخواند .

  1. دعا برای دیگران

فاطمه سلام الله علیها چگونه با خدا سخن گفتن با خدا و دعا کردن را به آیندگان آموخت ، او در دعا نیز همه را بر خود مقدم می داشت  امام حسن علیه السلام می فرماید :

مادرم فاطمه (ع) را در شب جمعه ای دیدم که پیوسته در حال رکوع و سجود بود تا این که صبح دمید ، شنیدم که مردان و زنان با ایمان را نام می برد و بسیار برای آنان دعا می کرد ، اما برای خود دعا نکرد از روی تعجب گفتم : مادر ! چرا همان گونه که برای دیگران دعا می کنی ، برای خودت دعا نمی کنی و از خدا چیزی نمی خواهی ؟ مادرم پاسخ داد : « یا بنی ! الجار ثم الدار » : فرزندم ! اوّل همسایه سپس اهل خانه .   

  1.  تحمل سختی ها

مسلمانان در مدینه با مشکلات بسیاری مواجه بودند . بسیاری از مهاجران و انصار با تنگدستی روزگار می گذراندند. امیر المومنین علیه السلام نیز مانند سایر مسلمانان زندگی می کرد و هنگام توانمندی ، دیگران را بر خود مقدم می داشت تا چند سال وضع بر همین منوال سپری شد . علی و فاطمه (ع) در خانه زیر اندازی جز یک پوست گوسفند نداشتند . فاطمه صبر کرد و سختی های زندگی را به خاطر رضای خدا و خشنودی پدر و شوهر خویش تحمل نمود . پیامبر(ص) ضمن با خبر بودن از وضع زندگی علی و فاطمه (ع) پیوسته دختر خود را به صبر و برشکیبایی در برابر مشکلات زندگی فرا می خواند

حضرت زهرا سلام الله علیها هنگام سختی ها می فرمود :        « یا رسول الله ! خداوند را دربرابرنعمت های ظاهریش شکرگزارم .»  

او ساده زندگی می کرد و از مشکلات زندگی پرهیز نداشت تا به شیرینی های آخرت برسد . وسایل زندگی حضرت ساده و مهریه اش اندک بود او آیین خانه داری  و همسر داری را به خوبی مراعات می کرد و در زندگی واقعا شریک همسرش بود. گاهی که در خانه غذایی نبود و کودکان گرسنه بودند ، فاطمه به علی (ع) چیزی نمی گفت و چیزی ازاو در خواست نمی کرد او بیم داشت از ای که همسرش نتواند خواسته ی او را برآورده کند و شرمنده شود . فاطمه سلام الله علیها در جواب علی (ع) که می فرمود : چرا به من خبر ندادی تا غذایی برای شما تهیه کنم ؟ می گفت : یا ابا الحسن ! من از خدایم شرم می کنم که تورا به چیزی که بر آن قدرت نداری ، تکلیف کنم .

آری فاطمه (ع) در تمام عرصه ها نمونه و الگوست ، در خانواده همدم رنج ها و غصه های شوهر بود علی (ع)  می فرمود : وقتی به خانه می آمدم و به زهرا (ع)  نگاه می کردم ، تمام غم و اندوهم بر طرف می شد .  هرگز کاری نکردم که فاطمه از من خشمگین شود فاطمه نیز مرا خشمگین نساخت .   

  1. حجاب و عفاف

حضرت زهرا سلام الله علیها هم در سخن معلم حجاب بود هم در رفتار اسوه ی عفاف. آن حضرت فرمود : « بهترین چیز برای زن آن است که مردان نامحرم اورا ببینند و او مردان نامحرم را . »

علی (ع) می فرماید : روزی با گروهی از اصحاب خدمت رسول خدا (ص)  بودیم ، آن حضرت به اصحاب فرمود : صلاح ومصلحت زن در چیست ؟ هیچ کس نتوانست پاسخ صحیحی بدهد ، وقتی که اصحاب متفرق شدند ، من به خانه رفتم و موضوع سؤال رسول خدا را به حضرت زهرا (ع)  گفتم ، گفت : من جوابش را می دانم : « صلاح زن در آن است که مردان بیگانه را نبیند و مردان بیگانه هم اورا نبینند »

هنگامی که خدمت رسول خدا صل الله علیه وآله رسیدم عرض کردم : فاطمه (ع)  در پاسخ سؤال شما را چنین داد. پیامبر سخن زیبای زهرا سلام الله علیها را پسندید و فرمود : « فاطمه پاره ی تن من است .»

روزی یک از مسلمانان به نام " ابن مکتوم " که نا بینا بود به خانه ی فاطمه سلام الله علیها آمد. فاطمه (ع) از آن اتاق به اتاق دیگری رفت ، به او گفتند : ابن مکتوم نا بیناست .

حضرت فرمود : او نابیناست اما من که می بینم .

درعفت و حیای حضرتش همین بس که در آخرین روزهای عمرش – که هنوز برای تشییع جنازه تابوت مرسوم نشده بود -   از اسماء در خواست کرد تا برایش تابوتی بسازد تا بدن مطهرش حتی پس از شهادت و تاریکی شب پوشیده باشد.    

  1. انفاق و ایثار

حضرت علی و زهرا (ع) نذر کردند سه روز روزه بگیرند ، روزه گرفتند و هر سه روز غذای افطار خود را به مسکین ، یتم و اسیر دادند. خدای متعال در تقدیر از این ایثار خالصانه ، که برای رضای خدا بود آیات سوره ی «هل اتی» را نازل کرد

  1. دفاع از حق غصب شده امیر مؤمنان

فاطمه سلام الله علیها در برابر مسائل جامعه ی اسلامی بی تفاوت نبود بلکه  پیوسته جبهه ی حق را یاری می کرد. در جنگ احد شرکت داشت و به امداد و مداوای زخم های رسول خدا مشغول بود پس از رحلت پیامبر که خلافت غصب شد و فدک را از او گرفتند همراه زنان بنی هاشم به مسجد آمد و در جمع مسلمانان حاضر شد و در خطبه ای غرا نسبت به از میان رفتن دین ، از بدعت ها ، ستم ها ، حق کشی ها ، فراموش کردن وصیت پیامبر(ص)  و احیای سنت های جاهلی انتقاد کرد .

آن حضرت با یاد آوری واقعه ی عظیم غدیر گامی مهم در زنده نگه داشتن ولایت امیر المؤمنین (ع)  برداشت .

محمود ابن لبید می گوید : در کنار قبر مطهر حمزه ، فاطمه ی زهرا سلام الله علیها را دیدم در حالی که می گریست . به آن حضرت عرض کردم : آیا رسول خدا (ص) پیش از وفاتش ، سخنی در باره ی امامت علی بیان فرمود ؟ آن حضرت پاسخ داد :

واعجبا أنسیتُم یوم غدیر خم ؟ عجیب است ! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید ؟

هنگام هجوم به گلستان امامت و به آتش کشیدن بیت وحی به پشت در آمد و فرمود : قومی بد برخورد تر از شما سراغ ندارم ... انگار شما نمی دانید رسول خدا (ص) در روزغدیر خم چه فرمود .

فاطمه سلام الله علیها در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبری امت اسلامی ، از هیچ کوششی فرو گذار نکرد و این را تکلیف خود     می دانست . گاهی شب ها همراه علی (ع)  به در خانه ی مهاجرین و انصار می رفت و حمایت از ولایت و وصیت رسول خدا را در یادها زنده می کرد و آنان را به دفاع از دین خدا و حق شوهر مظلومش در مسأله خلافت و حق خودش فرا می خواند .

حضرت زهرا سلام الله علیها عنایت ویژه ای به مسأله ی دفاع از امامت و ولایت علی داشت و به عنوان یک وظیفه ی اجتماعی در قالب های مختلف اهتمام و جدیت می ورزید .

در مسأله ی فدک آن چیزی که جوهراصلی کارها و پی گیری های حضرت زهرا (ع)  بود ، همان دفاع از حق ولایت حضرت امیر المؤمنین بود . حتی آخرین وصیت او یعنی به خاک سپاری شبانه و مخفی نگه داشتن قبرهم در تداوم حضور سیاسی و اجتماعی آن حضرت بود .

 

 

منابع : اصول کافی ، امالی شیخ صدوق ، بحار الانوار ، علل الشرایع ، مناقب آل ابی طالب ، سفینة البحار و احقاق الحق 

 

 

 

 

 

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : جمعه, فروردين 21, 1394 موضوع : آیات و احادیث       نظر ( 0 )

شهید گمنام

روز 5 شنبه گذشته شهر ما میزبان دو

لاله پر پر و به خون خفته شهید

گمنام بود.

باران نیز به یمن قدوم این شهدا بارید

( ادامه مطلب )




نویسنده : محمد تاریخ : يكشنبه, آبان 11, 1393       نظر ( 0 )

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر

::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به http://emamhossin.masjedblog.ir مي باشد. - مسجدبلاگ